مؤلف مجهول
100
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )
كند مطابق صواب و موافق آراى اولى الالباب باشد . و من جهت تشييد اساس شهريارى و تمهيد قواعد جهاندارى انتهاج « 1 » مناهج عدل و رافت را التزام كردهام ، و برطريق مستقيم نصفت ثابتقدم ايستاده ، شما بايد كه از عهدهء هر مهمّ كه به دو حوالت رفته كما ينبغى تفصّى نماييد ، تا مرا از آن فراغى نمايد و شما از تعرّض و نكال فارغ آييد . و مرا معلوم است كه غرض شما از التماس وضع اين قانون چه بوده است ، و شما عروس مقصود را بزينت صورتى ديگر جلوه دادهايد و دفينهء خزينهء سينه را بدينطريق ظاهر كرديد . و من هرچند برمضمر ضمير شما واقف بودم [ 70 ر ] و مسكن قلوب شما دانستم ، شما را مطاوعت نمودم ، تا وظايف شكر مرتب داريد برآنچه حقّ تعالى بر شما كسى را مكنت تسلط داده كه از عثرت و زلّات شما اغماض مىنمايد و از هفوات و بادرات اعراض كند و در معاملت مجاملت نگاهدارد . اما اين مقدّمه نصب عين داريد كه گناهكار هرچند ملحوظ عين رضاى عفو و مامون صفح باشد ، به هيچ حال ثواب محسن احراز نخواهد كرد [ و ] بدان مرتبه نرسد .
--> ( 1 ) - ص : ابتهاج .